تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


نشست "مسایل زنان و خانواده، افق پیش‌رو و الگوهای اقدام محتمل"

نشست
در موقعیت یک دهه پیش نیستیم
به گزارش مهرخانه، در ادامه علاسوند با بیان این‌که مباحث خود را در سه محور ارایه می‌دهد، گفت: محور اول بررسی وضعیت خودمان است. مطلب اول بحث پیچیدگی مسائل است. در حال حاضر موقعیت ما با موقعیت 20 سال پیش بسیار متفاوت است. شاید بتوان گفت اصلاً در موقعیت یک دهه پیش هم نیستیم. افزون بر شتاب تغییر و تحولات، مردم و کشور مسائلی را آزموده و ارزیابی‌هایی درباره خود پیدا کرده‌اند که در مواردی شاید باعث شده باشد برخی گروه‌ها و جناح‌ها به بازنگری درباره رفتارهای خود بیندیشند. البته نمی‌خواهم بگویم در این جریان همه الزاماً بالغ شده‌اند.
 
وجه برساختی جنسیت برملا شده است
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مسائل زنان افزود: ممکن است کسی بگوید مسائل زنان کماکان بحث ازدواج، طلاق و آسیب‌های مختلف موجود درباره دختران است ولی درواقع همه این‌ها عمق و پیچیدگی‌های‌شان بیشتر شده است. برای مثال وقتی در مورد پدیده دختران مجرد صحبت می‌کنیم، آمار و وضعیت الان با وضعیت قبل فرق می‌کند. در یک دهه قبل همه در مرحله تصمیم‌گیری برای ازدواج بودند اما الان این وضعیت نیست. یک دهه قبل در شرایط سنی، تحصیلی و شغلی امروز نبودند. همین تغییر وضعیت‌ها مسأله‌‌ای را ایجاد کرده که می‌خواهم اسم آن را برملا شدن وجه برساختی جنسیت بگذارم. زنانگی‌ها با وجود ابعاد ثابتی که دارند تغییراتی هم تجربه کرده‌اند. زیبایی، مد، برندگرایی، اهمیت‌یافتگی بدن در کنار تحصیل، شغل و فرار از ابژگی جنسی همه با هم در زنانگی جدید با اشکال جدیدش تجربه می‌شود.
 
تکثر اطراف مؤثر و تنوع ورودی‌های نظری و عملی به مباحث زنان
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده با تأکید بر این‌که به دنبال پیچیدگی بالا، دسته‌بندی‌های ما به‌هم خورده است، گفت: اگر فرض کنید دو جناح وجود داشت، از نظر سیاسی به پایگاهی تعلق داشت که از نظر عقیدتی، فقهی و برنامه‌ریزی اجتماعی هم به همان پایگاه تعلق داشت. جناح دیگری بود که با تمام این ویژگی‌ها به پایگاه مقابل متعلق بود. الان شق‌های ثالث و رابعی پدید آمده است. یعنی افرادی هستند که پایگاه سیاسی‌شان پایگاه سیاسی اصولگرایی است اما پایگاه فقهی‌شان، پایگاه فقهی سنتی نیست. پایگاهی نیست که این تقسیم جنس براساس مرد نان‌آور و زن خانه‌دار را تبعیت کند. همان زن نمی‌خواهد در الگوی مادرش زندگی کند و می‌گوید شرایط به من این اجازه را نمی‌دهد.
 
نسل جدیدی که علایق نسل قبلی را در حوزه سیاسی دنبال می‌کند الزاماً سایر علایق آن رادنبال نمی‌کند
علاسوند با اشاره بر لزوم حرکت در جریان جاری کشور اظهار کرد: این‌ها همه نشان می‌‌دهد که باید مقداری با این امر جاری حرکت کنیم؛ نه برای این‌که آن را تأییدش کنیم، بلکه برای این‌که آن را فهم کنیم. به‌طورکل من فکر می‌کنم با این‌که ظاهر مسأله، مسأله‌های قبل است ولی الان ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده؛ چراکه کنشگران و عامل‌ها در این فضا تغییر کرده‌اند و وقتی آن آدم و ساخت زندگی‌اش تغییر می‌کند، مسأله‌ها هم حتماً ابعاد خاص‌تری پیدا می‌کند.
 
فضا دیگر فضای مونولوگ نیست
این استاد حوزه و دانشگاه درباره حوزه مطالعات زنان تصریح کرد: بحث دومی که در فهم این وضعیت مهم است، مسأله حوزه مطالعات زنان و زنان و زندگی آنان به عنوان سوژه مطالعات این عرصه است. به‌عنوان فردی که می‌خواهم خودم آن سوژه را فهم کنم و جامعه را بفهمم یا برای این سوژه تئوری و راه‌حل بدهم باید بدانم که در حال حاضر اندیشه‌ها و رویکردهای متعددی وارد عرصه شده‌اند. یعنی اگر یک زمانی مونولوگی وجود داشت، الان در همین پایگاه، داده‌ها بسیار متنوع‌تر شده‌اند. مقالات و پایان‌نامه‌ها و کتاب‌هایی وجود دارد که ممکن است رویکردها و تحلیل‌های‌شان متفاوت‌تر باشد. حتی شاید متفاوت نباشد اما دیگر آن مونولوگ را نمی‌خواهند. این‌طور نیست که من بگویم و او بشنود و برود کار کند.
 
با فضایی متکثر روبه‌رو هستیم
او به افزایش نیروی متخصص اشاره کرد و افزود: در حال حاضر فضای کارشناسی این عرصه و آدم‌های مدرک به‌دست و مدعی در این عرصه به قدری هستند که این موازنه‌های دو به دو را به‌هم می‌زند و این خود حائز اهمیت است. به‌طور کل ما با فضای کاملاً متکثری مواجهیم که افراد فعال در آن، احساس هم‌عرضی و تقارن دارند.
 
نگاه به شرایط جهانی
علاسوند در خصوص تغییر شرایط جهانی، بیان کرد: مسأله سوم که در شناخت وضعیت مهم است، بزرگ‌شدن ابعاد آن و ورود به شرایط جدید جهانی است. شرایط جهانی از دو سو تغییر کرده است. یکی از سوی کسانی که همیشه گفتمان را می‌سازند؛ در همان چارچوب گفتمان‌های برابری، مفاهیمی ایجاد کرده‌اند و ابزار مختلف هم به کمک‌شان آمده است. آن مفاهیم چالش‌های جدید درست می‌کند. مثل مفهوم شهروندی اجتماعی که در دیباچه سند 2030 هم مطرح شده است. در تعریف مفهوم شهروندی اجتماعی، یکی از ارکان مهم هویت است. می‌گوید شهروندی اجتماعی نه تنها حقوق و وظایف متفاوت تعریف می‌کند بلکه هویت متفاوت تعریف می‌کند. این برای ما چالش‌های جدید درست می‌کند. از سوی دیگر جریان‌های به ظاهر اقلیت، قدرتمند شده و در فضای متکثر و رسانه‌ای بهتر و رساتر صدای خود را رسانده‌اند؛ مانند تفاوت‌گراها، خانواده‌گراها، متدینین و پیروان ادیان و اخلاق‌گراها.
 
از کلیشه‌های مطالعات زنانی خارج نمی‌شویم
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده به قرار گرفتن در کلیشه‌ها اشاره کرد و ادامه داد: جریان سلطه خیلی سریع گارد خود را عوض می‌کند و بهتر شرایط تغییر را می‌فهمد و هر دهه یا هر دو دهه مفاهیم و برنامه جدیدی مطرح می‌کند تا زمام تحولات و اهدافی که می‌خواهد ما را به آن نقاط برساند، را در دست داشته باشد اما ما با این شرایط و مفاهیم جدید بیگانه می‌مانیم؛ نه برای مقابله به‌هنگام وارد رویارویی فرهنگی و حقوقی و... می شویم و نه با اجزای موجود در آرایش‌های جدید ارتباط مناسب می‌گیریم و لابی می‌کنیم. درواقع تا حدودی از کلیشه‌های مطالعات زنان و جنسیت خودمان در حوزه داخلی و همچنین از کلیشه‌های موجود در فضای سیاسی کشور خارج نمی‌شویم تا ببینیم برنامه بعدی که این‌ها برای ما در نظر گرفته‌اند، چیست و چه چالشی ایجاد می‌کند. همان‌گونه که استراتژی‌های آینده‌نگر و پیش‌برنده برای جهانی که نگاه دینی و خانواده‌گرا در آن نیرومند باشد را نیز دنبال نمی‌کنیم.
 
سند 2030 و امکان تحفظ
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به سند 2030 و در رابطه به نکته فوق خاطرنشان ساخت: در متن انتقادی شارون اسلاتر درباره سند 2030 قسمتی که از این منظر برای من خیلی قابل توجه بود، بخش پایانی این متن راجع به تحفظ‌ها است. یعنی جریان‌های مقابلی که در جهان فعالیت می‌کنند و به شدت دوستدار خانواده هستند، دقیقاً فکر می‌کنند که برای شرایط جدید نیازمند برنامه‌ریزی‌های جدید هستند. یکی از مواردی که این فرد پیشنهاد می‌دهد این است که ما باید نقد خود را متوجه عبارات تفسیرپذیر در تمام این اسناد کنیم؛ چراکه عبارات تفسیرپذیر دست ما را کوتاه می‌کند. نکته دوم بحث تحفظ‌هاست که می‌گوید باید استراتژی خود درباره تحفظات را عوض کنیم. به جای این‌که هر کشوری برای خود تحفظ بدهد، باید کشورها به سمت تحفظ‌های گروهی حرکت کنند. تحفظ‌های گروهی قدرتمندند و این به ما بسیار کمک می‌کند که عقب نمانیم و ناخودآگاه به حاشیه رانده نشویم.
 
علاسوند با اشاره به لزوم به‌کارگیری نیروهای جوان تصریح کرد: الان در جریان اصول‌گرایی بزرگ‌ترهایی را داریم که در خلال تجربه‌های نفس‌گیر به بلوغ فکری و سیاسی رسیده‌اند. در کنار آن عده‌ای نیز هستند که با تحصیلات و فهم کارشناسی به بلوغ در حوزه مطالعات زنان دست یافته‌اند و تجربه‌های خیلی خوبی هم در فضاهای کنشگری دارند؛ به همین دلیل لازم است این جریان از نظر عوامل و منابع انسانی تاحدودی جوان ‌شود و روی نقاط علمی حرکت کند.
 
بینش و رفتار سیاسی ما باید اصلاح شود
او با بیان این‌که همواره نمی‌شود با روش‌های قدیمی برنامه‌های جدید را دنبال کرد، افزود: زبان جریان مطالعات زنانِ عالمانه این است که بتواند آن‌قدر قدرتمند موضوعات و مسائل را تشریح و تبیین کند که جامعه گفت‌وگومحور متقاعد شوند و این به جز در بستر کارهای علمی امکان‌پذیر نیست. نیاز داریم وقتی بدنه را بازسازی می‌کنیم، به بدنه پختگی سیاسی، پختگی اجتماعی و فهم و تعامل اجتماعی بدهیم. این پختگی‌های سیاسی هم محقق نمی‌شود مگر این‌که بینش و رفتار سیاسی ما اصلاح شود. مادامی که بینش‌ها و رفتار سیاسی ما عمق پیدا نکرده باشد، نمی‌توانیم در این فضای نامتقارن فعالیت داشته باشیم.
 
این پژوهشگر حوزه زنان و خانواده با اشاره به اساسی‌بودن بحث مطالعات زنان گفت: بحث مطالعات زنان با رویکردهای جدید که ما در این فضا می‌توانیم ایجاد و از امکانات خودمان برای کارهای چهره به چهره استفاده کنیم، بسیار راهگشاست. ما به یک برنامه‌ریزی جدی با رویکردهای جدید برای کار در دانشگاه‌‌ها وحوزه‌ها به‌صورت وسیع نیاز داریم.
 
ارتقای معاونت زنان ممکن است صرفاً کمی باشد
او به پیش‌بینی وضعیت آینده پرداخت و اظهار کرد: در برنامه‌های انتخاباتی جریان حاکم در قوه مجریه، سه محور اساسی وجود دارد که قابل توجه هستند. یکی بحث ارتقای سازمانی نهادهای دولتی مربوط به زنان و خانواده است. این‌که این نهاد چگونه می‌خواهد ارتقا پیدا کند و چه برنامه‌ریزی‌هایی برای آن وجود دارد، می‌تواند نقطه بیم و امید باشد. ممکن است این ارتقا ارتقای کمی باشد نه الزاماً کیفی.
 
پیشنهاد تفکیک زنان و خانواده نگران‌کننده است
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده به پیشنهاد تفکیک بحث زنان و خانواده اشاره کرد و گفت: بحث دیگری که حائز اهمیت است، پیشنهاد تفکیک بحث زنان و خانواده است. الان به هر حال با توجه به رویکردهای حاکمیتی و قانون اساسی و نهادهایی که فضای اجتماعی را رصد می‌کنند، بحث خانواده برای ما مهم است. تفکیک زنان و خانواده در نهاد معاونت امور زنان و خانواده با ساختارهای متناظر که در برنامه‌های پیشنهادی دولت تصریح شده، می‌تواند برای ما در حال حاضر نگران‌کننده باشد. به این جهت که مشخص نیست در بودجه‌ریزی و فعالیت‌هایی که انجام می‌شود، چقدر برای خانواده و چقدر در عرصه زنان صرف خواهد شد.
 
برنامه‌های LGBT هدف تمام اسنادی است که واژه‌هایی مانند آزادی، آموزش جنسی فراگیر و برابری جنسیتی دارد
علاسوند درباره آموزش‌های مبتنی بر برابری جنسیتی تصریح کرد: در فضای بین‌المللی تقریباً تمام اسنادی که از واژه آزادی، حقوق بشر و برابری جنسیتی استفاده می‌کنند، در چارچوب برنامه‌های LGBT است؛ یعنی برنامه‌های مربوط به به‌رسمیت شناختن حقوق لزبین‌ها، گی‌ها، بایوسکچوال‌ها و ترنس‌ها. وقتی رد این موارد را دنبال می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که هیچ پروژه‌ای در سطح جهانی به اهمیت این پروژه نیست.
 
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: رصد برنامه‌های پیشنهادی دولت امر سومی را نشان می‌دهد که بدون اشاره به چارچوب فوق تا حدی آن برنامه‌ها دنبال می‌شود. مثلاً در این برنامه دو مفهوم سلامت جنسی و مضرات ازدواج زودهنگام کنار هم قرار می‌گیرد. ایجاد و ارتقای آموزش‌های مربوط به سلامت جنسی و بهداشت باروری برای مدارس را می‌نویسند و در کنارش در مورد آگاه کردن خانواده‌ها و دختران از خطرات ازدواج زودهنگام و بارداری‌های نابه‌هنگام هم نوشته‌اند. این‌ها را که در هم ضرب کنید، بخشی از همان برنامه‌هایی است که در جامعه جهانی در زمینه  LGBTها کار می‌کند. یعنی همان ریلی که در سازمان‌های بین‌المللی برای حرکت ما گذاشته‌اند. این رویکردها می‌تواند رویکردهای نگران‌کننده‌ای باشد و فکر می‌کنم روی هر سه محور باید برنامه‌ریزی‌های جدی‌ای داشته باشیم و وارد شور و گفت‌و‌گو شویم.
 ن
كد خبر تصويري:8252
منبع خبر :مهرخانه
تاريخ خبر:1396/04/18